كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي
مقدمهء كتاب 29
ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )
بودم و به مخاطبه نفس خويش گفته . . . خاصّه حالى كه آثار مشيب پيدا و فتور در بعضى قوا هويدا شده و اين بيت نقد وقت آمده كه . . . » « 1 » اكنون اگر با اين توصيف كه از حال خويش كرده او را در اين هنگام در مراحل كمال عمر « 2 » و آغاز دوران كهولت بدانيم بايد وى را 40 تا 50 ساله بخوانيم ، و نيز در اين بيت كه مقارن اين سالها سروده ، اشارتى به پيرى خود نموده است : خبرى ز پير كنعان چه شود اگر بپرسى * كه تو يوسف زمانى كمر و كلاه دارى استاد راهنما و مقتداى او در علوم ظاهر خواجه ابوالوفاى خوارزمى بوده كه از او همه جا نام برده و شرح آن از اين پيش گذشت . سفرهاى خوارزمى و برخى مطالب ديگر آنچه از اشعار و آثار او برمىآيد ، سفرى به « دشت » ، « سراى » و « حاج ترخان » و برخى از نواحى اطراف خوارزم كرده ؛ به امر و اشارت غياث الدين شاه ملك ، و براى تأليف قلوب و تحبيب امرا و سلاطين اطراف خوارزم . سفرى نيز به خراسان و مشهد امام هشتم علىّ بن موسى الرّضا داشته و يك چند از عمر خود را در آنجا گذرانيده است و ظاهرا از اعتكاف و اقامت خود در جوار آن امام همام بسيار خوشدل و شادكام بوده و در قصايدى دلنشين كه از سر اخلاص در آن سرزمين سروده آن بزرگوار و ساير ائمّهء اطهار را ستوده و با مدح و نعت آنان به قضاى عمر گذشته كوشيده است . خود در اين معنى در مخاطبه با مرقد مطهّر حضرت رضا چنين مىگويد « 3 » : اى امير المؤمنين اى قرّة العين رسول * اى امام المتّقين اى رهنماى اوليا بنده را در پيش مدّاحان درگاهت چقدر * خود بر خورشيد تابان كى دهد پرتو سُها ليك ضايع كردهام عمر از مديح هر كسى * عمر ضايع كرده را مىسازم از نعتت قضا و چون همواره آرزوى زيارت خانه خدا و مرقد نبى اكرم را داشته و توفيق آن دست
--> ( 1 ) . ر . ك : ص 344 متن . ( 2 ) . كمال عمر باشد تا چهل سال و ر . ك : ص 230 . ( 3 ) . ر . ك : ديوان منصور حلّاج ص 5 تا 10 و قصيده ص 170 .